چکیده: امروزه مدیران سازمانها دریافته اندکه فناوری مهمترین منبع ایجاد مزیت رقابتى و رشد در شرکتها است و از این را باید مورد توجه قرارگیرد. ترکیب فناوری با نیروى انسانى مجرب و باانگیزه امکان پاسخگویى سریع به تقاضاى در حال تغییر مشترى وهمچنین دستیابی و توسعه بازارهاى جدید را فراهم مى آورد. دراین میان یکپارچه نمودن ملزومات فناورانه با فرآیندهاى کسب وکاروظایف چندگانه فنى، بازاریابى، مالی ومنابع پیچیده بوده و با چالشهایى چون افزایش هزینه، پیچیدگى و سرعت پیشرفت فناوری، تنوع منابع فناوری، جهانى شدن رقابت و اتحادهاى راهبردی واثر فناوری اطلاعات همراه مى باشد.
این چالشها براى سازمانهایى که بتوانند توانمندى بالقوه فناورانه خود را دریابند فرصتهاى بزرگى راخلق مى کنند. از این رو شرکتها به منظور موفقیت باید راهبرد و اقدامات مدیریت فناوری خود را تعیین نمایند. موج فناوری عمده ترین عامل پیشرفت در جهان کنونی است و دستیابی به توسعه مطلوب در گرو استفاده از ظرفیتهای فناورانه در فرآیند تحولات علمی و اقتصادی جهانی می باشد. بدون شک هر جامعه و کشور وسازمانی که تلاش موفقیت آمیز بیشتری در راه توسعه علمی و فناوری و تولید ثروت از طریق علم و دانش داشته باشد می تواند به جایگاه اقتصادی و علمی بالاتری در عرصه جهانی دست یافته و عزت و سربلندی خود را حفظ وتقویت نماید. (پروبرت و همکاران؛2010)کشور عزیز ما نیز در چارچوب برنامه پنجم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور و نیز چشم انداز بیست ساله خود و تاکیدات مستمر مقام معظم رهبری راه توسعه ملی خود را در توسعه متکی بر دانایی و توسعه مبتنی بر علم و فناوری یافته و در همین راستا برنامه ریزی هایی به منظور توسعه ساختارها و زیرساختهای مورد نیاز در راستای رشد اقتصادی صورت داده است. بر اساس سند چشم انداز بیست ساله توسعه اقتصادکشور تا سال 1404 مبتنی بر دانش وتوسعه فناوری خواهد بود که زیربنای آن تولیدات و صنعت دانش بنیان است .این خلاء بهانه ای بود که محقق طی یک مطالعه کتابخانه ای از بستر این تحقیق به بررسی عوامل مرتبط با توسعه فناوری در سازمانها پرداخته و در نهایت به ارائه راهکارهایی کاربردی بپردازد.
1-مقدمه و بیان مساله
ما
در حال حاضر در عصر دانش زندگی می کنیم . فناوری دانشی است که برای ساخت
کالاها،ارائه خدمات و بهبود نحوه استفاده از منابع محدود و با ارزش استفاده
می شود. فناوری هر طور استفاده شود نتیجه و پیامد توسعه دانش است. عصر
اطلاعات در اواخر قرن بیستم موجب توسعه و گسترش دانش شده است و تأثیری عظیم
بر نرخ تغییر فناوری داشته است. نرخ شتاب یافته تغییر فناوری اثری عمیق بر
جامعه و استانداردهای زندگی می گذارد . فناوری کاربرد سامانمند علوم دانش
سازماندهی شده برای وظایف عملی و فنی است و فرآیند تبدیل داده به ستاده را
توضیح می دهد. بنابراین کشورهایی که به توسعه صنعتی و اقتصادی می اندیشند،
ناگزیر از توسعه فناوری صنایع خود هستند(شریف نوازاصلانی؛1393) .رشد
اقتصادی یا ثروت مادی یک کشور اساسا به تولید مقدار کالایی وابسته است که
از ترکیب منابع طبیعی، زمین، سرمایه و نیروی انسانی می توان تولید نمود.
بنابراین تبدیل منابع طبیعی به منابع تولید شده در مرکز فراگردهای جدید
توسعه اقتصادی نهفته است و فناوری؛ مغز تمام اینگونه فعالیتهای تبدیلی است.
فناوری به عنوان عامل تبدیل به دو طریق به رشد اقتصادی کمک می کند.اول
اینکه با افزایش بهره وری از منابع قابل استفاده رشد اقتصادی را سرعت می
بخشد و دوم اینکه با استفاده کارآمد و کارا از مقدار ثابت منابع میزان
تولید را افزایش دهد. به بیان دیگر می توان گفت توسعه کشورها بدون توسعه
فناوری درآنها وافزایش توان فناورانه امکان پذیر نیست(سازمان برنامه
وبودجه؛1389).
فناوری درجهان امروز عامل اساسی ایجاد قدرت وثروت
ملتهاست. فناوری بعنوان روشها،فرآیندها،سیستمها ومهارتهای استفاده شده در
جهت انتقال منابع به محصولات است.همچنین علم بازرگانی کاربرد نظام مند و
سیستماتیک دانش علمی در یک محصول جدید، فرآیندها یا خدمات است(بتمن و
همکاران؛2012)پیشرفت های فناورانه باعث خلق محصولات جدید، تکنیکها و فنون
پیشرفته تولید و راههای بهتر اداره و برقراری ارتباط می شود. به علاوه
فناوری با صنایع جدید، بازارها و توسعه شکافها و فعالیتهای رقابتی سروکار
دارد(اونیدو ؛2009)کافی نیست که فقط چیزی تولید شود بلکه ارزان تر و بهتر
تولید شدن کالاها و خدمات که موجب شکست رقبا وبیرون رفتن آنان از عرصه
اقتصادی می شود نیز مهم است. در این دنیای رقابت با کمیابی منابع و رشد
جمعیت اگر فناوری نداشته باشیم و آن را به خوبی مدیریت نکنیم، مشکلات زیادی
خواهیم داشت. مدیریت فناوری امکان کسب برتری رقابتی در بازار را ممکن می
سازد(جعفر نژاد؛1392)
شدت و سرعت فناوری در دهه های اخیر شگفت آور بوده
است. این پیشرفتها شکل دنیای ما راتغییر داده و عملا همه جنبه های زندگی
را تحت تأثیر قرار داده اند. فناوری از دیدگاه تجاری کاتالیستی است که
تولید ثروت می کند. درعین حال این کاتالیست موانع ورود به بازار را کاهش
داده و عملا میدان رقابت را برای تمامی فعالیتهای تجاری، از تولید محصولات
فنی گرفته تا خدمات پزشکی و مالی و یا حمل ونقل و خرده فروشی، مهیا می
سازد. هرچه نقش فناوری پررنگ تر شود، مدیران بیشتر تحت فشار قرار می گیرند
تا از فناوری برای بدست آوردن نتایج بهتر، سریع تر و ارزان تر استفاده کرده
و از این راه مزایای رقابتی پایدارتری بدست آورند(باقری و
همکاران؛1393).امروزه با پیشرفت فناوری در تمامی دانشها و سطوح و همچنین
ضرورت استفاده از روشهای ارزیابی فناوری به عنوان ابزاری قدرتمند که زمانی
فقط در اختیار کشورهای پیشرفته بود در اکثر صنایع و در نقاط مختلف جهان
درصدد مدیریت بهینه فناوریهای موجود و توسعه آنها می باشیم.برای توسعه و
بکارگیری فناوری جدید می بایست وضعیت فناوری موجود را ارزیابی کرد.بدین
ترتیب مدیران باید از وضعیت شرکت آگاهی یابند و در تصمیم گیریهای آتی از آن
استفاده کنند. از آنجا که هرگونه تصمیم گیری و سیاست گذاری در جهت رشد و
توسعه سازمان،مستلزم آگاهی کامل از سطح فعلی فناوری شرکتهاست. این تحقیق
کتابخانه ای و تحقیقات مشابه آن پاسخگوی این نیاز مدیریت ارشد سازمانها
است. مقاله حاضر به منظور کمک به مدیریت سازمانها بواسطه بهره برداری
مناسب از فناوری صورت گرفته است.
2-مبانی نظری تحقیق
2-1تاریخچه فناوری:
اولین
کامپیوترهاحدودا درسال 1950 در دسترس سازمانها و مراکز دولتی قرار گرفت و
اولین کاربرد آن در انتخابات ریاست جمهور امریکا بود.این ایده توسط
پایگاههاى اطلاعاتى متمرکز اطلاعات آمریکا در سال 1951 بود.سال 1960 حضور
کامپیوترهای بزرگ با مفهوم انفورماتیک یا داده پردازی شکل گرفت وکاربرد
آن درحوزه فناوری و مدیریت اطلاعات طرفداران بیشترى پیدا کرد.ایده استفاده
از سیستمهاى هوشمند و کمک به تصمیم گیرها درسالهاى 1970 تا 1980 شکل
گستردهتری به خود گرفت تا اینکه ایده اصلى اتوماسیون ادارى وسیستمهاى
بدون کاغذ امروزی را تقویت کرد.کشورهاى دیگری چون ژاپن، آلمان، انگلستان
و... نیز کاربردهاى کامپیوتر درزمینه خدمات بانکدارى، هتلدارى، مدیریت
پروژهها و... را رشد و بسط دادند.مدیریت فناوری تاریخچه اى بیش از 50 سال
دارد وازمدیریت تحقیق وتوسعه به مدیریت راهبردی تکنولوژى تکامل یافته
است. دراین تکامل سه بعدمفهومى دستخوش تغییر شده اند:
1)تعیین قلمرومدیریت فناوری: درآغاز تمرکز بر واحد تحقیق و توسعه وگسترش آن در ادامه تا سطوح عالى وراهبردی است .
2) نگاه به فناوری:بعنوان ابزارسیستم یا منبع ارزش در کسب وکار و موضوعات مرتبط با آن از قبیل توسعه محصول و یا توسعه دیگرفناوریها ارتباط دارد.
3) یکپارچگى فناوری: تکامل مدیریت فناوری همراه با تغییر محیط پیرامونى و جایگاه آن در سازمان را شامل می شود(جعفرنژاد ؛1392).
2-2 مفهوم فناوری و مدیریت فناوری و ضرورتهای آن
از
زمانی که نقش و اهمیت فناوری در فعالیت ها شناخته شد، موضوع اندازه گیری
سطح فناوری موردنظر کارشناسان بوده است. در واقع همواره این بحث در بین
کارشناسان مطرح است که چگونه می توان واژه فناوری را تعریف کرد و ابعاد
کیفی آن را به صورت کمی درآورد و با تعیین سطوح فناوری بین فناوری های
مختلف تمایز قائل شد. در این چارچوب تفاوت بین سطوح
فناوری در کشور یا
در سطح صنعت و یا بنگاه ویا سازمان را می توان فاصله نسبی تعریف کرد. تجزیه
و تحلیل و ارزیابی سطح فناوری اگر از یک قاعده منطقی و اصولی پیروی کند،
می تواند به برنامه ریزان و سیاست گذاران در سطح ملی، صنعت و بنگاه های
اقتصادی کمک کند تا نقاط قوت و ضعف فناورانه را شناسایی کنند و در انتخاب
فناوری های مناسب تصمیم گیری بهینه ای را اتخاذ نمایند (وزارت امور اقتصادی
و دارایی؛1386).فناوری عبارتست ازبکارگیری دانش سازماندهی شده در وظایف
عملی توسط سیستم های هدفمند مرحله ای که در بردارنده افراد؛سازمانها؛اشیاء و
ماشین ها می شود(دیویس ؛2007).در بسیارى ازمطالعات مدیریت فناوری بعنوان
فرآیند برنامه ریزى، جهت دهى، کنترل و هماهنگى توسعه وپیاده سازى توانمندى
هاى فناورانه در راستاى شکل دهی و تحقق اهداف راهبردی و عملیاتى سازمان
تعریف شده است. این تعریف 2جنبه سخت افزاری و نرم فناوری را در برمی گیرد.
البته با این نگاه ایستا به فناوری، تفاوت هاى موجود میان مفاهیم فنى و
مدیریتى مرتبط با مدیریت فناوری مغفول مى ماند. با توجه به آنکه تغییرات
مستمر فناورانه فرصتها وتهدیدهایى را براى توسعه محصولات جدید و صنایع
متنوع ایجاد مى کند، این فرصتها نیازمندجذب و تبدیل به ارزش از طریق مدیریت
فناوری پویا هستند . این مهم نیازمند درکى جدید از مدیریت فناوری است که
ماهیت پویا و مؤلفه هاى مدیریتى آن را نیز پوشش دهد (تیک و همکاران؛ 2010)
.
ارزیابی فناوری عبارت از یک بررسی که تلاش می کند پیامدهای مستقیم یا
غیر مستقیم انواع فناوری را پیش بینی کند و یا به عبارتی آن پیامدها و
اثراتی که فناوری های مختلف بر جامعه و مردم آن می گذارد را پیش بینی و
ارزیابی می کند. در واقع ارزیابی فناوری اهداف و سیاست هایی را برای ارتقای
پیامدهای مطلوب و حداقل نمودن پیامدهای غیرمطلوب مشخص و معین می کند.بررسی
و ارزیابی فناوری به این منظور صورت می گیرد که بتوان فناوری مدنظر را به
خوبی شناخت، بررسی کرد و تأثیرات آن را با دیگر فناوری های بکار رفته در
سازمان های مشابه مقایسه کرد(چن و هانگ ؛2014)
در واقع این روش ابزاری
است که به سازمانها کمک می کند تا فناوریهای موجود خود را به خوبی شناخته و
فرصت ها و تهدیدات پیش رو را به خوبی تشخیص دهند و برای آنها برنامه ریزی
کنند.در این فرایند به کمک مقایسه با دیگر سازمان ها و فناوری ها، نقاط قوت
و ضعف نمایان می شود و همچنین تمرکز بر مشکلات و مسائل ناشی از کاربرد یک
فناوری خاص مدنظر قرار می گیرد. در اصل این رویه متمرکز بر نقاط قوتی است
که باید بر آنها تکیه کرد و در رفع نقاط ضعف کوشید. به طورکلی در ارزیابی
فناوری نگاهی هدفدار به تغییرات فناوری مدنظر است و درصدد شناسایی وضعیت
موجود در فناوری و کمک به مدیریت و توسعه آن است. لذا ارزیابی فناوری عبارت
است از سنجش قوت هر یک از پارامترهای فناوری که هرگاه شکاف وجود داشته
باشد، نیاز فناوری در هر یک از این پارامترها معلوم خواهد شد(یاپ و
همکاران؛2013)
در این راستا ضرورت ارزیابی فناوری در موارد زیر نهفته است.
1)ارزیابی
توانایی سازمان در تجاری سازی فناوری درونی با توجه به نقاط قوت و ضعف
مربوط به تحقیق و توسعه است یا تجاری سازی آن و شناسایی موقعیت رقابتی
فناوری که در چه مرحله از چرخه عمر فناوری قرار دارد؛
2)پی بردن به موقعیت چرخه عمر فناوری هایی که نیازمند یا متکی به آنهاست که آیا فناوری موجود فرسوده است یا در حال فرسودگی؛
3)شناسایی نقاط قوت و ضعف فناوری موجود در سازمان و پی بردن به ارزش فناوری سازمان در نزد مشتریان؛
4)شناسایی
عوامل محیطی تاثیرگذار بر روند توسعه فناوری با مشخص کردن شکاف فناوری در
مقایسه با رقبا و میزان و نحوه بهره برداری از فناوری ها در داخل و خارج
سازمان(شریف ؛2015).
2-3 مدلهای موجود برای ارزیابی فناوری
به
منظور ارزیابی فناوری در سطح صنعت و بنگاه ها مدلهای مختلفی ارائه شده است
که در اکثر آنها، موارد تعاریف مشترک و مفاهیم بنیادین تقریبا یکسانی
وجود دارد. بعضی از اینها عبارتنداز:
روش ارزیابی اقتصادی موقعیت فناوری.
مدل پورتر.
روش ارزیابی تناسب فناوری.
مدل اطلس فناوری(ارزیابی محتوای فناوری)
شاخص های ارزیابی زلنی.
روش شاخص گذاری رقابتی.
روش AHP
فن تجزیه تحلیل سود و هزینه.
روش تجزیه و تحلیل راهبردی.
فن ارزیابی مطلوبیت فنی و سازماندهی پروژه های صنعتی(ابیلی؛1387).
2-4 مروری بر پیشینه تحقیقات
تحقیقات
مختلفی در این زمینه صورت گرفته که از جمله مهم ترین و جامع ترین منبع
قابل استناد در این زمینه روشی است که در کتاب اطلس تکنولوژی با نام چارچوب
کلی برنامه ریزی کشور بر پایه فناوری ارایه شده و در سال 1389 توسط
سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور ترجمه و منتشر شده است. این منبع ضمن
تحلیل خطوط اساسی توسعه فناوری کشور به صورت موردی به مطالعه محتوای فناوری
صنعت و فولاد در ایران می پردازد که نتیجه تحقیق بیانگر سطح بالای
جزءافزار انسانی و سطح پایین افزار سازمانی است. نتایج تحقیقات صورت گرفته
نشان می دهد که در 23 شرکت در سطح کشور که در زمینه صنعت نساجی فعالیت
دارند، جزء فن افزار بالاترین سطح و جزءاطلاعات افزار پایین ترین سطح را
داراست. نتیجه تحقیق در صنعت قند و شکر نیز نشان دهنده سطح بالای فناوری در
جزء اطلاعات افزار و سطح پایین در جزء انسان افزار است . نتایج تحقیقات
صورت گرفته در صنایع ریخته گری، نورد وماشین سازی حکایت از سهم پایین
سازمان افزار و سهم بالای اطلاعات افزار دارد. همچنین در پژوهش های خود بر
اهمیت متمرکز نمودن ابعاد فناورانه بنگاه برای توسعه شایستگیهای کلیدی و
بالتبع افزایش مزیت های رقابتی آن تأکید نموده اند. این پژوهشگران شایستگی
کلیدی را همچون قالیچه ای که تار و پودهای آن را فناوری سازمان و مهارت
کارکنان تشکیل داده است، تمثیل نموده اند.در تحقیق دیگر توسط هنری و
همکاران(2009)، کاوش و تعیین مرز تولید کشورهای توسعه یافته و کارآیی این
نوع کشورها در استفاده از فناوری و منابع قابل دسترسی مورد مطالعه قرار
گرفته است. این تجزیه و تحلیل به طور تصادفی در مدل محدودیت تولید در 57
کشور توسعه یافته بین سا لهای1970 الی 1998 انجام شده است. نتایج حاصله
نشان می دهد که سطوح کارآیی کشورها و مناطق، صرف زمان زیاد، نفوذ تجارت و
نیز خط مشی آن در بالا بودن خروجی و تضمین بهبودفناوری در واردات کالاهای
سرمایه ای منجر به بهبود کارایی می شود.رحمانی و علیزاده(1386) در تحقیقی
سطح توانایی فناوری واحدهای صنعتی کشور را از طریق ارائه نتایج یک کار
پژوهشی جامع مورد بررسی و ارزیابی قرار داده اند. نتایج این تحقیق نشان می
دهد که جزء فن افزار فناوری در وضعیت بهتری نسبت به سایر اجزاء قرار دارد و
جزء اطلاعات افزار در بین عناصر کمترین امتیاز را به خود اختصاص می دهد.
همچنین ساخت محصولات پلاستیکی و لاستیکی بالاترین ضریب فناوریرا به خود
اختصاص می دهد و گرو ههای ماشین آلات و ساخت فلزات اساسی در رده های بعدی
قرار می گیرند. محصولات کانی غیرفلزی پایین ترین سطح فناوری را به خود
اختصاص داده است.
2-5 نقش عوامل مرتبط با فناوری در نظام توسعه ورشد فناوری
1-2-5)نظام رشد و توسعه فناوری
نظام
توسعه فناوری مجموعه ای ازمؤسسات درگیربادانش است که تعاملات
آنهابایکدیگرعملکردفناورانه هرکشورراتعیین می کند.دراقتصادمبتنی
بردانش،چنین تعاملاتی میان اجزای مختلف نظام توسعه فناوری،عاملی تعیین
کننده برای تولید انباشت انتشار دانش است .بنابراین،تعامل وهمکاری میان
صنایع بین صنایع باسایر اجزای نظام توسعه فناوری نظیردانشگاههاومؤسسات
پژوهشی بسیارمهم است.زیراهمین تعاملات بصورت عاملی پیش برنده برای توسعه
فناوری عمل می کند.این تعاملات دارای سطوح مختلفی است و از مشورتهای موردی
وغیررسمی کارکنان صنایع بادانشگاههاشروع میشودت همکاریهای رسمی دانشگاه
وصنعت دراجرای پروژه های مشترک ادامه پیدامی کند. به این ترتیب،نظام توسعه
فناوری نقشی تعیین کننده ای درطراحی و اجرای سیاستهای کلان و سازوکارهای
داخلی صنایع در توسعه قابلیتهای محیط کسب و کار دارد. سیاستهای کلی این
نظام در سه حوزه "عرضه و تقاضا " ؛"ایجاد زیرساختهای مورد نیاز "؛" شبکه
سازی " خلاصه می شود. به این ترتیب که دولت با سیاستگذاری موجب تسهیل
نوآوری و انتشار آن از طریق تشویق جریان دانش و فناوری بین دانشگاهها و
صنایع می شود و برای انجام این کاراز انواع سیاستهای مالی و غیرمالی
استفاده می کند. دانش جدید نیز توسط دانشگا هها و مراکز پژوهشی خلق میشود؛
که این دانش به مصرف صنایع درارائه محصولات و خدمات جدید می رسد.طبق گزارش
مجمع اقتصاد جهانی،مهمترین شاخص رقابت پذیری کشورها میزان توجه آنها به
توسعه فناوری است که بامعیارهایی نظیر "پیچیدگی فناوری"،"گستردگی مؤسسات
تحقیقات علمی"،"هزینه های تحقیق وتوسعه"،"همکاریهای تحقیقاتی دانشگاه
وصنعت"، "تجاری کردن نتایج تحقیقات"،"انتقال فناوری ازطریق سرمایه گذاری
خارجی"،"گستردگی خریدامتیازات خارجی"و"حمایت ازمالکیت معنوی"موردارزیابی
قرارمیگیرد . به این معنا،نظام توسعه فناوری رامی توان یک نظام اجتماعی،فنی
واقتصادی فرض کردکه مانند هر نظام دیگر،دارای مؤلفه های
ورودی،منابع،فرایند،خروجی ومسیر بازخورد وکنترل است .3عنصر مهم این نظام
شامل دولت،دانشگاه وصنعت است که درادامه به بررسی نقش آنهادر فرایندتوسعه
فناوری پرداخته می شود (آچاک و همکاران ؛ 1388).
2-2-5نقش دانشگاهها در نظام رشدوتوسعه فناوری
وظیفه
اصلی دانشگاهها در نظام توسعه فناوری ایجاد دانش و انتشار آن برای
کاربردهای عملی در بنگاههای صنعتی و اقتصادی است. با توجه به ظرفی تهای
علمی و تحقیقاتی موجود در دانشگاهها، وظایف ذیل جزو کارکردهای اصلی
دانشگاهها منظورمی شود:
- نیاز سنجی و تعریف نیازهای جدید و انتخاب
فناوری های مورد نیاز؛ بسترسازی استفاده مؤثر از فناوری و توسعه ظرفیت
فناوریهای در حال استفاده؛ سیاستگذاری و تدوین پروژه های تحقیقاتی مرتبط با
فناوری؛ تربیت نیروهای کارشناس برای تولید فناوریهای جدید مورد نیاز؛
تربیت نیروهای کارشناس برای بهینه سازی و بهبود ظرفیت فناوری های موجود؛
تربیت کارشناسان پژوهشی R&D برای اجرای پروژه های پژوهشی توسعه
فناوری؛ تربیت نیروهای مدیریتی برای هدایت و نظارت فعالیتهای توسعه فناوری؛
سیاستگذاری و تدوین برنامه های آموزشی و مهارتی مورد نیاز برای استفاده
مناسب از فناوریهای موجود؛ ارائه خدمات مشاور ه ای به صنعت در ارتباط با
روشها و رویکردهای تولید فناوریهای جدید مورد نیاز؛ شناسایی تجربیات صنایع و
کشورهای موفق در توسعه فناوری و انتقال آن به صنعت؛ شناسایی چالشها و
موانع توسعه فناوری و اجرای مناسب پروژه های پژوهشی توسعه فناوری؛ ارائه فر
صتهای آموزشی (سمینار، کارگاه، همایش، کنفرانس) برای ترویج فرهنگ فناوری
محور؛ ایجاد شبکه های همکاری کارآفرینان و رهبران کسب و کارهای مرتبط با
فناوری. از وظایف دیگر دانشگاهها، توسعه همکار یهای علمی و تحقیقاتی با
صنایع است. این موضوع درکشورهای در حال توسعه اهمیت بیشتری می یابد، زیرا
بدون رعایت همکاری متقابل، هیچ کدام از مراحل انتقال فناوری که شامل
"شناسایی " ،" انتخاب " ،" کسب " ،" بومی سازی " و "توسعه " آن است، به
مفهوم واقعی اتفاق نمی افتد و آنچه در عمل رخ می دهد، انتقال دستگاهها،
تجهیزات یا در مراحل پیشرفته تر آن خرید نقشه های طراحی تفصیلی یا
حداکثرطراحی بنیادی است .در نتیجه، طراحی مفهومی که بیانگر سازوکارهای ذاتی
و واقعی فناوری است منتقل نمی شود و انتقال فناوری با خرید آن پایان می
گیرد؛ که در این صورت، هرگونه اقدام بعدی صرفاً با هماهنگی و بهر ه گیری از
خدمات مشاوره ای صاحب فناوری امکان پذیرمی شود و وابستگی شدیدی به آن
همواره وجود خواهد داشت. همکاری دانشگاه با صنعت موجب دسترسی به جنبه های
مفهومی فناوری می شود و به بومی کردن و بهینه سازی فناوریهای مورد نیاز کمک
زیادی میکند. بر این اساس، اگر سازوکارهای لازم ایجاد شود، توسعه فناوری
های بومی و تکامل آن متناسب با نیازهای جامعه ادامه می یابد و حتی می تواند
انتقال دهنده فناوری به صاحب فناوری باشد.تحقق این مهم منوط به آن است که
برنامه های آموزشی و پژوهشی دانشگاه ها بر اساس نیازهای حال و آینده کشور
(به ویژه نیازهای صنعتی)تدوین شود. برای این کار دانشگاه ها باید الزاماتی
نظیر "قابلیت تبدیل شدن به مجتمعی آموزشی- تحقیقاتی « ،» نوآوری پیوسته «
،» بهبود ساختار سازمانی برای ورود به نیازهای بازار وژ صنعت « ،» قابلیت
پیاده سازی نتایج R&D در ساختارهای سازمان یافته از قبیل پارک های
فناوری « ،» تولید فناوری « ،» ایجاد ارتباط بین رشته های دانشگاهی با نیاز
صنایع " و «وسعت بخشیدن به همکاری های بین دانشگاهی و نیز همکاری با صنعت »
را رعایت کنند تا از اثرگذاری لازم برخوردار شوند (ابیلی و همکاران، 1387)
.
3-2-5 نقش صنایع در نظام توسعه فناوری
صنایع
به دلایلی نظیر سنگین بودن تعهدات مالی فعالیتهای R&D و نیز انعطاف
ناپذیری ساختارهای سازمانی، به تنهایی تمام فرایند پژوهش های توسعه ای و
کاربردی را بر عهده نمی گیرند و سعی برآن دارند در تعامل با دانشگاهها از
منابع خلق دانش و کاربرد آن استفاده مناسب کنند. افزون بر این، صنایع علاقه
زیادی به انجام پژوهش های بنیادی ندارند. آنها معتقدند این نوع پژوهش ها
باید در دانشگاه ها انجام گیرد تا در بلندمدت زیربنای دانش بومی کشور تضعیف
نشود. به همین دلیل، برون سپاری فعالیت های R&D به صورت همکاری با
سایر بنگاهها، دانشگاهها و گروه های علمی در اولویت صنایع قرار گرفته است.
این نوع رویکرد موجب می شود صنایع در برابر شرایط متغیر بازار و ظهور
فناوری های نو به سکون سازمانی مبتلا شوند و انعطا ف پذیری خود را از دست
بدهند. هم چنین صنایع در مواجهه با تغییرات فناوری، فعالیت هایی نظیر
"تخصیص منابع " ،" استفاده از فرصت های بهر هبرداری نشده " و "سرعت دادن به
یادگیری و خلق توانمند یهای جدید " را در دستور کار قرار می دهند. بر این
اساس در مواجهه با نوسانات قیمت منابع و فناوری های مورد نیاز سعی دارند با
تخصیص مجدد منابع، بهترین بهره برداری در دور ه های زمانی کوتاه مدت به
عمل آید. اما در بلندمدت، موفقیت و رشد آنها به قابلیتشان در توسعه فناور
یهای جدید بستگی دارد. برای این کار آنها باید در سه حوزه به طور فعال
مشارکت کنند. اول برای افزایش توانمندی خود از طریق بازار کار و محیط های
دانشگاهی نیروی مورد نیاز را جذب کنند . دوم با R&D در سازمان وآموزش
کارکنان، توانمندی های جدید برای آنها ایجاد کنند. در نهایت با همکاریها،
پیمانها و تعامل در شبکه های دانش با مشتریان، عرضه کنندگان فناوری،
دانشگاه ها، شرکای تجاری و رقبا سعی کنند تا وارد حوز ه های جدید شوند و
فناوریهای نو کسب کنند. با این رویکرد، صنایع و سازمان های نوآور، الگوهای
برتر حداکثرسازی عملکرد و تولید نیستند، بلکه سازمان های یادگیرنده موفقی
هستند که تلاش می کند تا از فرصت های فناوری بازار به خوبی استفاده کنند
)حیدری؛ 1386).
4-2-5نقش دولتها در نظام توسعه فناوری
برای
هر کشور در حال توسعه ای تقریباً هیچ زمینه ای وجود ندارد که نیازمند
حمایت دولت نباشد. تأثیرگذاری دولت در تعریف هدف های فناوری و تعیین
اولویتهای تحقیقاتی و اجرایی آن در بخش های مختلف دانشگاهی و صنعتی زیاد
است. دولت از طریق "انتقال منابع مالی بخش عمومی به سمت پژوهش در
دانشگاهها ، ایجاد زیرساختهای مناسب تحقیقاتی در صنایع و اعمال سیاستهای
مرتبط با تحریک پذیری بازار کار و تجاری کردن نتایج پژوهش ها نقش محوری در
هدایت اجزای فعال نظام توسعه فناوری ایفا می کند.. نقش حمایتی دولت برای
توسعه فناوری برتر از نقش دانشگاه و صنعت برجسته تر است، زیرا این امر
مستلزم ترکیب فناوری و تلاش مشترک رشته های مختلف دانشگاه و صنعت است.
سیاست های دولت در تعامل با سایر اجزای فعال نظام توسعه فناوری باید به
گونه ای باشد که در نهایت به انباشت قابلیتهای فناوری در صنایع ختم شود.
برای این کار دولت می تواند با ایجاد واحدهای مشترک بین دانشگاه و صنعت به
انتشار دانش و افزایش همکاری ها کمک کند. نمونه های زیر مثالهای مناسبی
برای تبیین نقش حمایتی دولت از همکاری دانشگاه و صنعت است:
الف) ادغام فناوری با هدف های توسعه اقتصادی:
تقریباً همه کشورهای در حال توسعه به منظور نیل به هد فهای میان مدت
اقتصادی و اجتماعی، نظام هایی را برای برنامه ریزی دولتی ایجاد کرده اند.
در این میان، نکته مهم این است که دولت، فناوری را عامل اصلی تلا شهای
توسعه بداند و آن را تشویق کند. چنین اقدامی تنها از سوی رهبران سیاسی مؤثر
است. هم چنین تنظیم سیاستهای توسعه اقتصادی با اتکا بر عامل فناوری باید
با توجه به توانایی های فناوری کشور و انتخاب هایی صورت گیرد که هدف های
کوتاه مدت و بلندمدت آن را تحقق می بخشند.
ب)ارتقای تحقیق و توسعه هدفمند:
فعالیت های پژوهشی باید به سمت» ایجاد فناور یهای جدید و جذب و انطباق
فناور یهای وارداتی« هدایت شوند. با در نظر گرفتن این دو هدف، دولت می
تواند با تصمیم گیری برای تأمین هزینه های تحقیق و توسعه و اختصاص منابع و
کمکهای اقتصادی مطمئن و با ثبات، برنامه های عملیاتی خود را برای حمایت از
فعالیتهای تحقیق و توسعه اجرا کند.
ج)به کارگیری ابزار و روش های سیاستی مناسب:
اهمیت این ابزارها در تأثیر آشکاری است که در اجرای سیاستهای فناوری بر
جای می گذارند. این ابزارها به دو دسته» ابزارهای صریح « و »ابزارهای
غیرصریح «تقسیم می شوند. ابزار با تأثیر صریح در کارکرد فعالیت های
فناوری تأثیر مستقیم دارد و در عرضه و تقاضای آن تأثیرگذار است. در بُعد
عرضه، می توان به برنامه ریزی و اختصاص اعتبارات مالی به فعالیت های علوم و
فناوری و در بُعد تقاضا به ثبت موافقت نامه های انتقال فناوری یا تأکید بر
استفاده از فناوری های تولیدشده بومی اشاره کرد. ابزار با تأثیر غیرصریح
اغلب به آن اندازه جدی نیست که توسعه فناوری یا اجرای سیاستهای مربوط به
فناوری را به همراه داشته باشد. در بُعد عرضه می توان به تنظیم و اجرای
سیاست های مالی و حقوقی اشاره کرد. در بُعد تقاضا نیز شامل ابزار سیاستی
غیرصریح برای کنترل واردات، سرمایه گذاری مشترک مالی صنعتی، کنترل قیمتها،
وروشهای مالی، پاداش یا سایر امتیازات و افتخارات است.
د) رهبری سیاسی: تعهد
سیاسی نسبت به فناوری عامل ضروری در توسعه یافتگی محسوب می شود. رهبران
سیاسی باید بپذیرند که توسعه اقتصادی- اجتماعی بدون دستیابی به فناوری
امکان پذیر نیست. این بدان معنااست که اگر هدفها، راهبردها و اولویتهای
توسعه فناوری را به خوبی روشن نسازند، سازمان ها و نهادهای درگیر در این
کار نمی توانند وظایف خود را به درستی انجام دهند. در نتیجه، نیروها و
امکانات خود را در فعالیتهای پراکنده به هدر خواهند داد . برای جلوگیری از
این انحراف، لازم است تا اقدامات مهمی نظیر «ایجاد ثبات در رفتار سیاسی
برای جذب سرمایه های خارجی « ،» حمایت از تشکل های صنفی صنعتی « ،» طراحی
سیاست های استفاده صحیح از منابع علمی کشور« ،» سرمایه گذاری در صنایع بومی
و منطقه ای )توسعه صنایع کوچک « و» حمایت برنامه ریزی شده از صنایع برای
ایجاد رقابت و هدایت سرمایه های داخلی و خارجیدر اولویت کاری دولت قرار
گیرد. ) هداوند؛1387)
5-2-5همکاریهای دولت، دانشگاه و صنعت
ارتباط
دولت، دانشگاه و صنعت فرایندی است که در طول زمان شکل می گیرد و برگرفته
از نیازها و ضرورت های ملی است. چنانچه این ارتباط به نحوی مناسب برقرار
شود، به نوآوری و انتقال دانش و فناوری و متعاقب آن توسعه اقتصادی و
اجتماعی می انجامد.(روسی ؛2010)
پیش از این دولت، دانشگاه و صنعت
مرزهای مشخص و تعریف شده ای داشتند.ایجاد بنیان های علمی و تحقیقاتی جزو
وظایف اختصاصی دانشگاه محسوب می شد، توسعه فناوری و نوآوری از جمله وظایف
صنعت به شمار می رفت و سیاست گذاری و ایجاد قوانین حمایتی در زمره وظایف
دولت بود(تیجرت ؛2014) اما امروز این مرزهای سنتی کم رنگ شده است و به
آسانی نمی توان حد و مرز نهادهای مذکور را از یکدیگر تمییز داد. به طوری که
بخشی از قلمرو دانشگاه، صنعت محسوب می شود و بخشی از قلمرو صنعت را
دانشگاه می توان دانست. دولت نیز علاوه بر انجام وظایف متداول خود، وارد
قلمرو دانشگاه و صنعت شده است و درصدد گسترش و کنترل فصل مشتر بین این دو
است . به این ترتیب، جهتگیری های اخیر وزارت علوم در زمینه مشتری گرایی و
تأکید بر فعال کردن دانشگاه ها در حل مسائل صنعتی و تلاش برای نظارت و
کنترل فرایندهای توسعه فناوری را می توان نمودی از مأموریت اصلی دانشگاهها
دانست. صنایع نیز با ایجاد و تقویت واحدهای تحقیق و توسعه، انجام بخشی از
وظایف دانشگاه را متقبل می شوند. دولت هم با ایجاد زیر ساختهای قانونی مورد
نیاز، اعمال سیاست های مالی و ایجاد بسترهای سیاسی برای تسهیل مراوده با
کشورهای توسعه یافته صنعتی، درصدد تغییر وظایف سنتی خود و ایفای نقشی جدید
است .در سیستم جدید همکاری متقابل، هر کدام از حوزه ها می تواند نقش دیگری
را بر عهده گیرند. دانشگاه ها با استفاده از تجهیزات انکوباتور به عنوان
بنیان گذار شرکت عمل می کنند. صنایع با تأسیس دانشگاههای شرکتی، وظیفه
آموزش را انجام میدهند و دولت هم درانجام تحقیقات و سایر برنامه ها، در
زمینه نوآوری سرمایه گذاری می کند )جعفرنژاد و همکاران؛1384)
6-2-5پارکهای علم و فناوری ونقش آن در رشدو توسعه فناوریهای شرکتتحقق
رقابت پذیری در پژوهش یکی از اقدامات ضروری در این راستا به شمار می رود
که باید با حمایت از تاسیس شرکت های دانش بنیان توسط بخش غیر دولتی و
تعاونی و مشارکت آنها در تولید علم کشور انجام پذیرد. ایجاد شرکت های دانش
بنیان، به دلیل اینکه از دل دانشگاه ها بر می آیند در توسعه فناوری های
نوین بسیار موثر است.بر اساس تجربه جهانی، پارک های علم و فناوری به عنوان
بستر و ساختاری کلیدی و با اهمیت برای دستیابی به توسعه علمی و فناوری در
کشورهای گوناگون شناخته و به کار گرفته شده اند. پارک های علم و فناوری از
طریق تجمیع موسسات دانش بنیان و فناور و به اشتراک گذاری منابع و خدمات،
هزینه های توسعه فناوری را کاهش داده و با ایجاد بستر تعامل و ارتباط
سازنده بین متخصصین، محققین، فناوران، فن آفرینان و کارآفرینان، روند توسعه
فناوری و اقتصادی کشور را سرعت می بخشند.پارک های علم و فناوری با ماموریت
ایجاد زنجیره ارتباط دانشگاه، صنعت و جامعه به عنوان متولی شرکت های دانش
بنیان در کشور مطرح هستند و نقش مهمی در بستر سازی حمایت و رشد شرکت های
دانش بنیان به عنوان جوهره اصلی کار در امر توسعه فناوری، ایفا می نمایند.
سال ها تولید محصولات مصرفی عامل اصلی ایجاد ثروت و توسعه در جوامع بشری
بوده و پایه های اقتصادی را شکل می داده است. با گذشت زمان و با توسعه
ابزارهای تولید و اهمیت یافتن آن ها در فرایند تولید، عامل اصلی تولید ثروت
از محصولات مصرفی به ابزارها و روش های تولید تغییر کرد و در نتیجه به
تدریج کارخانجات تولید کننده کالاهای مصرفی به کشورهای در حال توسعه منتقل
شد و کشورهای پیشرفته، تولید ابزارهای تولید و فروش یا اجاره آن را به
عنوان روش تولید ثروت برگزیدند. این تحولات در چارچوب اقتصادی صورت گرفت که
عوامل تولید آن شمرده می شوند. در دو مفهوم سرمایه و نیروی کار اصطلاحاً
اقتصاد فیزیکی نامیده می شود و دهه گذشته نوآوری و دانایی به محور توسعه
اقتصادی کشورهای توسعه یافته تبدیل شده و رشد خارق العاده اقتصادی را در
این کشورها سبب گشته است. در این فضا نه تنها ارزش افزوده صرفاً ناشی از
تولیدکالاهای مصرفی نیست بلکه ابزارهای تولید نیز اهمیت خود را از دست داده
و ارزش ثانویه پیدا کرده است. به عبارت دیگر اساساً اقتصاد فیزیکی جای خود
را به اقتصاد دانایی داده که در آن مهمترین عامل تولیدتنها نیروی کار و
سرمایه نیست . امروزه تعداد شرکتهای چند میلیارد دلاری جهان نظیر " فناوری "
و " دانایی " بلکه گرافیک که نه کارگاهی دارند و نه کارگری، و تمام ثروت
آنها در جوازهای امتیاز علمی شان ذخیره شده روز به روز روبه افزایش است.
وجود این نوع شرکت ها در عمل نشان می دهد که دانایی به اساس توسعه اقتصادی و
محور تولید ثروت تبدیل شده است و آینده در اختیار کشورهایی خواهد بود که
توانایی بیشتری در ایجاد و توسعه این نوع شرکت ها داشته باشند.(سلیمانی
؛2011)
7-2-5عوامل حیاتی در مدیریت فناوری و رشدوتوسعه فناوریهای سازمان
مهمترین این عوامل عبارتند از:
1)خلاقیت :
فناوری عبارت است از بیان و ابراز خلاقیت انسان. مدیریت فناوری شامل تلاش
هایی مستمر در خلق فناوری، طراحی کالاها و خدمات نوین و بازاریابی موفق
آنهاست که این امرمستلزم بروز خلاقیتهای بزرگ بر اساس سیستمی است که به
منظور بهره برداری از آنها طراحی شده است.
2)اختراع:
وقتی خلاقیت از زاویه تغییر تکنولوژیک بررسی می شود، دو واژه نزدیک به هم
مرتبا استفاده می شوند: اختراع و نوآوری. اختراع عبارت است از خلق یک
فناوری نوین که می تواند یک محصول، فرآیند یا یک سیستم باشد.
3)نوآوری:
شامل خلق کالا، خدمت یا فرایندی می شود که برای یک سازمان جدید است . یک
نوآوری می تواند تغییری در روش صنعتی باشد که موجب ارتقای بهره وری می
شودفرایند نوآوری موجب یکپارچه کردن فناوری ها و اختراعات موجود برای خلق
سیستم، فرایند یامحصولی جدید یا بهبودیافته می شود.نخستین بار شومپیتر در
سال 1934 نوآوری را تعریف کرد. او نوآوری را مرتبط با توسعه اقتصادی دانست و
آن را به عنوان ترکیب جدیدی از منابع مولد ثروت معرفی کرد. در یک تعریف
دیگر نوآوری عبارتست از بهره برداری و اجرای موفق ایده های جدید (بلانکو
؛2007) .
8-2-5تحقیق و توسعه و ارتباط آن بارشد فناوری
تحقیق
و توسعه و مدیریت از ارکان ایجاد؛ توسعه و بهره برداری و از جمله
ضروریات توسعه اقتصادی - اجتماعی در هر کشوری هستند و در کشورهای در حال
توسعه که درصدد خوداتکایی صنعتی و اقتصادی هستند سیاستگذاری و طرح ریزی
برنامه های تحقیق و توسعه و اعمال مدیریت اثر بخش بر این فعالیتها در
اولویت فعالیتهای ملی ؛ صنعتی و تولیدی قرار دارد.گسترش و ارتقاء فعالیتهای
تحقیق و توسعه مستلزم شناخت عوامل موثر در فرایند تحقیق و توسعه و طراحی
سیاستها و سازوکارهای اثربخشی این قبیل فعالیتهاست . در شرایط رقابتی
دنیای صنعتی حاضر ؛ انجام فعالیتهای تحقیق و توسعه یکی از اثربخش ترین
کارهایی است که مدیران بنگاههای اقتصادی می توانند به آن روی آورند و در
کشورهای صنعتی جهان هزینه هایی که به این فعالیتها اختصاص داده می شود
روز به روز در حال افزایش است . از طرف دیگر روی آوردن به تحقیق و توسعه
بدون ایجاد زیرساختهایی که لازمه ایجاد چنین واحدهایی است ماند: ساختار
سازمانی ؛ ویِژگیهای نیروی انسانی و مدیریت این سازمانها موجبات شکست
فرایند تحقیق و توسعه بنگاههای اقتصادی را فراهم می اورد . مراکز اصلی
انجام فرایند تحقیق و توسعه عبارتست از موسسات پِژوهشی ؛ صنعتی ؛ موسسات
پژوهش آکادمیک و مراکز تحقیقات و توسعه دولتی(بندریان ؛2008)
9-2-5هوشمندی فناوری و ضرورت آن
سرنخ
های اولیه هوشمندی فناوری را می توان در اویل دهه 1980 جستجو نمود. در این
دهه بحثهایی تحت عنوان کلی هوشمندی رقابتی با شکل گرفتن انجمن متخصصان
هوشمندی رقابتی مطرح می گردد. محققان و افراد آکادمیک، تعاریف متفاوتی
ازهوشمندی فناوری ارائه داده اند. مطابق با تعریف اشتون و استیسی ،هوشمندی
فناوری عبارت است از "اطلاعات پیرامون رویدادها، روندها، فعالیتها و مسائل
حساس و حیاتی در محیط فناورانه مربوط به به کسب و کار مورد نظر که از ارزش
رقابتی کافی نیز برخوردار می باشند. این اطلاعات زمینه لازم برای فعالیت
مطابق با تغییر و تحولات محیطی را فراهم می سازد (اشتون و استاکی ؛2015).در
دیگر سوپورتر بیان می کند که هوشمندی فناوری شامل فرایند "شناسایی و جمع
آوری، تجزیه و تحلیل و به کارگیری مناسب ترین اطلاعات در زمینه توسعه
فناوری و تغییر و تحولات و روندها و رویدادهای محیط فناورانه است". طبق
مطالعات او، هوشمندی فناوری با اهداف ایجاد آگاهی به هنگام نسبت به توسعه
های صورت گرفته در محیط فناوری، شناسایی اقدامات رقبا، شناسایی فرصتهای
همکاری جدید برای سازمان و ادراک نسبت به رویدادها و روندهای محیط فناورانه
و محیط رقابتی صورت می گیرد (پورتر ؛2003)
لیچنسالر پس از مطالعات
فراوان در این زمینه، هدف هوشمندی فناوری را بهره گیری از فرصتها و مقابله
با تهدیدهای محتمل در محیط فناورانه بیان می کند. در این راستا او فرایند
هوشمندی فناوری را دربرگیرنده فعالیتهای مربوط به جمع آوری، تجزیه و تحلیل و
نشر اطلاعات مرتبط در زمینه روندهای فناورانه دانسته که نتایج حاصل از
آنها، در نهایت از تصمیمات سازمان در حوزه مدیریت فناوری و حوزه مدیریت
فناوری و حوزه های کلان پشتیبانی می کند(لیچنتر ؛20132)اشتون و همکارانش
بیان می کنند که فرایند خلق هوشمندی باید بر مبنای نیازهای ذینعفان شکل
گرفته و از این رو کسب نیازهای اطلاعاتی آنان را پیش از آغاز فرایند ضروری
می دانند. پس از تعیین نیازهای اطلاعاتی، جمع آوری و تجزیه و تحلیل
اطلاعات، نشر هوشمندی و به کارگیری آن در تصمیم گیری، مراحل بعدی فرایند
هوشمندی فناوری طبق مدل اشتون است)برافورد و کلاوانس ؛2013)
عوامل توانمندسازهای یک نظام هوشمندی فناوری عبارتند از:
الف)مدیریت فعالیت های هوشمندی فناوری شامل طراحی ، هدایت و توسعه آن؛
ب)اهداف و مأموریت های فرایند هوشمندی فناوری که در تعامل با مأموریت های کلی کسب و کار تعیین می شوند.
ج)ساختار پیاده سازی فرایند هوشمندی فناوری؛
د)ابزارهای هوشمندی فناوری شامل روش های تجزیه و تحلیل اطلاعات مانند تحلیل
سناریوهاو زیرساخت های لازم مانند توانمندسازهای ارتباطی نظیر فناوری اطلاعاتبرای هوشمندی فناوری(اشتون و کلاوانس ؛2014)
تغییرات
فناورانه از طریق نوآوری در دنیای کنونی از یک سو و بایستگی این تغییرات
پرشتاب در محصولات و فرایندها از سوی دیگر شرایطی را به وجود آورده است که
نوآور یهای فناورانه به عنوان مهمترین عامل رقابت پذیری در سازمان های
امروزی نمود پیدا کند. امروزه دستیابی به نوآوریهای فناورانه از طریق تحقیق
و توسعه درونی با توجه به گستردگی و بین رشته ای بودن علوم کاری بسیار
دشوار است، به همین جهت، رویکرد نوآوری باز به منظور توسعه و بکارگیری
فناوری و ایده های جدید خارج از سازمان به کار میرود و به عنوان راه علاجی
برای تغییرات پرشتاب فناوری و افزایش رقابت پذیری پیشنهاد می شود. به
منظور شناسایی گسترده و امکا نپذیر نوآوری فناورانه و اید ههای جدید خارج
سازمان لازم است تا گستره زیادی از داده های نوآوری های نوین از منابع
نامتجانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. از این رو، هوشمندی فناوری می
تواند کاربردهای فراوانی داشته باشد. امروزه هوشمندی فناوری به عنوان
ابزاری قدرتمند برای نوآوری باز در سازمان های فناوری محور نمود پیدا کرده
است. در این راستا، بکارگیری ابزارهای کارآمد مدیریت و سیاست گذاری فناوری
به منظور توسعه توانمندی های در کسب و کار در ارائه و بهبود محصولات الزامی
اجتناب ناپذیر برای آرمان های فعال در زمینه های فناوری می باشد. از این
رو، هوشمندی فناوری به عنوان ابزاری برای تحریک و توسعه انواع نوآوری درونی
و محصولات جدید در قالب تفکرات و شیوه های کسب و کار موجود و یا جدید که
منجر به خلق شایستگی و توانمندی نوآورانه میشود از اهمیت بسزایی برخوردار
است. امروزه هوشمندی فناوری به عنوان ابزاری قدرتمند برای نوآوری باز در
سازمان های فناوری محور نمود پیدا کرده است و سازمان های امروزی با توجه به
ماهیت فناوری محوری و از سویی فضای متغیر حاکم بر نوآوری توجه به مقوله
نوآوری باز و هوشمندی فناوری را به عنوان یک مؤلفه اساسی در تقویت بنیه
قابلیت های رقابتی خود مورد توجه قرار داده اند. نوآوری از یک سو، بنا به
احساس نیاز و ضرورت راهبردی و از سوی دیگر مبتنی بر قابلیت ها و توانمندی
های در اختیار سازمان شکل میگیرد. از این رو، شناسایی، ایجاد و توسعه شبکه
همکاران تحقیقاتی و صنعتی با استفاده از رویکرد نوآوری باز و بکارگیری
هوشمندی فناوری به منظور رصد و دیده بانی تحولات فناورانه برای سامان های
فناوری محور و پیشرفت علم و فناوری که اثر مستقیم بر حوزه فعالیت آنها
دارد، دارای اهمیت بالایی است (اللهیاری ؛2011) .
فرآیند انتخاب
فناوری و محصول مناسب شامل کلیه اقدامات و فعالیتهای بهم پیوسته ای است
که با توجه به اهداف ؛ شرایط و ویژگیها و نیازهای فناورانه جهت تعیین
مناسب ترین فناوری مورد نیاز و همچنین مناسب ترین راهبرد دستیابی به آن
با در نظر گرفتن بهترین شرایط و مناسبات فنی ؛ اقتصادی و حقوقی صورت می
پذیرد.این فرایند معمولا بصورت کلی شامل مراحلی نظیر موارد زیر می باشد:
- اطلاع از نیازهای بازار ؛ سلیقه های مصرف کنندگان و کشش بازار برای محصولات جدید.
- اطلاع از وضعیت رقبا؛ موقعیت فعالیتهای تحقیق و توسعه و فناوری و محصوئلات و تهدیدات محیطی.
-اطلاع
از موقعیت جهانی فناوریهای مورد نیاز و تبیین الگوی رفتار آنها در مقطع
زمانی مورد بررسی با استفاده از تکنیکهای پیش بینی فناوری.
- شناخت از امکانات فنی و علمی کشور و امکان دسترسی به مواد ؛ انرژی ؛ فرایند تولید محصولات
- تجزیه و تحلیل موقعیت شرکت سرمایه گذار در بین سایرین از نظر پشتوانه علمی و فنی ؛ توانایی اقتصادی و فنی ؛ارتباطات و بازاریابی.
- برنامه ریزی راهبردی برای تعیین وانتخاب فناوری مورد نیاز با توجه به اطلاعات جمع آوری شده .
- طراحی راهبردهای دستیابی به محصول و انتخاب مناسب ترین راهبرد (اخباری ؛2008)
2-7نتیجه گیری
چنانچه
که بیان شد توسعه فناوری، حاصل تعاملات پیچیده اجزای نظام توسعه فناوری در
سیاست گذاری، تولید، توزیع و کاربرد انواع مختلف دانش است و دولت، دانشگاه
و صنعت به عنوان نمونه هایی از اجزای این نظام با انجام وظایف و ارتباط
متقابل با یکدیگر در شکل گیری و توسعه فناوری سهم به سزایی ایفا می کنند..
به این ترتیب که دانشگاهها با مشارکت در فرایند توسعه فناوری و نوآوری
تکنولوژیک نقش حد واسط را در انطباق تغییرات اقتصادی با تحولات اجتماعی بر
عهده می گیرند. صنعت نیز می تواند برای استفاده کامل از فناوریهای ایجادشده
با دانشگاهها همکاری کنند و دولت هم با استفاده از اهرم سیاستگذاری، درصدد
گسترش تسهیل جریان دانش وفناوری در دانشگاهها و صنایع و کنترل فصل مشترک
بین این دو بر می آید. هم چنین ارتباط نظام مند دانشگاه وصنعت در گرو
اقدامات ساختاری، مدیریتی، انگیزشی و نهادی است و از طریق تجزیه و تحلیل
محیط درونی و بیرونی و تأکید بر اصول و ارزش های حاکم بر جامعه و ملاحظات
فرهنگی مبتنی بر آن، امکان پذیر است که این مهم از طریق اتکا به آموزه های
رویکرد اقتضایی و رویکرد تیمی حاصل می شود و تنها از این طریق می توان
فرایند این همکاری را استمرار بخشید و تثبیت کرد.
تلاش برای بازاریابی
؛سیاستگذاری و برنامه ریزی راهبردی انتخاب فناوری مورد نیاز و نحوه دستیابی
به آن مجموعه فعالیتهای را تشکیل می دهدکه جز با همکاری دست اندرکاران
فعالیتهای تحقیق و توسعه و مدیریت اثر بخش تحقیق و توسعه برای استفاده
از اطلاعات و تجربیات مهندسین فنی و مدیران سازمانها امکانپذیر نیست و
حساسیت آن نیز تاحدی است که اگر سیاستگذاری ها و برنامه ریزی های
فناوری در این مرحله به نحو احسن وبا استنفاده از تکنیکهای علمی و تجزیه
و تحلیلهای جامع صورت نگیرد ؛ بقیه فعالیتهای نوآوری محصولات سازمانها
تحت الشعاع ان قرار می گیرند و منجر به شکست احتمالی طرح سرمایه
گذاریهای شرکتها خواهند شد. در مجموع ضمن درگیر کردن عوامل ارائه شده در
تحقیق مهمترین عوامل موثر در موفقیت حوزه توسعه فناوری عبارتند از:
1-محور قرار دادن بازار در فناوری شرکت.
2-ارتباط داشتن فناوری مورد نظر با اهداف شرکت
3-داشتن یک سیستم کارای ارزیابی و انتخاب فناوری
4-وجود یک سیستم کارای مدیریت فناوری
5- وجود یک منبع خلاق برای تولید ایده
6-پذیرش نوآوری توسط سازمان
7-تعهد انجام فعالیتها بوسیله یک یا چند نفر
8- تعریف راهبردهای شرکت و تعیین حوزه فعالیتی که سازمان قصد دارد خود را درگیر کند.
9- تدوین راهبردهای فناوری برای اطمینان از آنکه فعالیتهای فناوری در راستای راهبردهای شرکت است.
10-وجود یک سیستم ارزیابی فناوری برای انتخاب پروژه هایی که در ارتباط با اهداف مالی و سازمانی هستند.
11-تعیین اجزای پروژه های تحقیقاتی فناوری برای اندازه گیری عملکرد آنها.
12-ارزیابی متناوب پروژه ها برای سنجیدن میزان دستیابی به اهداف فناوری.
13-وجود یک سیستم کنترل برای مطمئن شدن از آنکه منابع تخصیص داده شده بطور آشکارا استفاده می شود.
2-8پیشنهادات
در راستای توسعه فناوری در سازمانها پیشنهادهای ذیل ارائه می شود:
-نظام توسعه فناوری و تعامل اجزای اصلی آن )دولت، دانشگاه و صنعت ( تقویت شود.
-
در نظام توسعه فناوری، چشم انداز و سرنوشت مشترک دانشگاه و صنعت مورد نظر
در ارتباط باتولید،انتقال، توسعه و بکارگیری مؤثر فناوریهای نوین و یکپارچه
سازی اهداف و راهبردهای توسعه آنها تعریف شود.
-ایجاد مراکز طراحی و خدمات مهندسی با عضویت مشترک اعضای هیأت علمی دانشگاهها و متخصصان صنایع در اولویت قرار گیرد.
-سیاست
گذاری و ابلاغ سازوکارهای لازم برای احیا و تقویت منزلت دانشگاهیان و
محققان در اولویت برنامه های ارتباط دانشگاه و صنعت قرار گیرد.
-ملا
کهای ارزیابی اعضای هیأت علمی از ارائه مقاله صرف یا حضور در همایش ها به
حضور در صنعت و کار کردن بر موضوعاتی که برای پیشبرد فناوری در صنعت لازم
است تغییر یابد .
- ساختارهای پشتیبان توسعه فناوری نظیر مراکز انتقال و
توسعه فناوری ناحیه ای و منطقه ای، مراکز نوآوری، مراکز رشد، پارکهای
علمی، تحقیقاتی و فناوری و ایجاد پستهای سازمانی مدیریت فناوری در
دانشگاهها و مراکز زیر مجموعه صنعت به سرعت ایجاد شوند و گسترش یابند .
-محیط
حقوقی، قانونی و سیاستی برای برقراری ارتباط بین دانشگاه و صنعت در راستای
توسعه فناوری مورد بازنگری و در صورت لزوم مهندسی مجدد قرار گیرد.
-بانکهای
اطلاعاتی جامع از طرحهای تحقیقاتی مشترک دانشگاه و برای جهت اطلاع رسانی
از فعالیتهای مشترک و توسعه همکاریهای فی مابین ایجاد شود.
-بانکهای
اطلاعاتی جامع از محققان و متخصصان فعال دانشگاه و صنعت برای بهره برداری
در اجرای پروژه های تحقیقاتی مشترک طراحی و راه اندازی شود.
-فعال کردن دفاترارتباط دانشگاه و صنعت برای جذب اعتبارات دستگاههای اجرایی در راستای فناوری در اولویت قرار گیرد.
-
شرکتهای واسط مرکب از دولت، دانشگاه و صنعت برای شناخت و هدایت مؤثر
پروژه های تحقیقاتی مشترک دانشگاه و صنعت تأسیس و راه اندازی شوند.
-ایجاد و توسعه پارکهای فناوری برای گردآوردن مراکز تحقیقاتی و شرکتهای کوچک و متوسط صنعتی در مکانی واحد در دستور کار قرار گیرد.
-
اجرای صحیح و منظم قانون مالکیت معنوی برای شفاف تر شدن مالکیت نتایج
پژوهشهای دانشگاهی و صنعتی بویژه در حوزه صنعت مورد توجه جدی قرار گیرد.
-بسترسازی فرهنگی بعنوان مهم ترین اصل در بسط فرهنگ پژوهش و ایجاد روحیه تحقیق و رشدوتوسعه فناوری.
منابع و مآخذ:
-آچاک،
صالح و مهدیانی ؛ رحمان. (1384) ." نگاهی به نقش تعاملات درفرایند انتقال
تکنولوژی از مراکز تحقیقاتی به صنعت ؛ نهمین کنگره سراسری همکاری های سه
جانبه دولت، صنعت و دانشگاه برای توسعه ملی، تهران.
- ابیلی، خدایار،
ایازی، محمد و رسولی، امیر محمد.(1387)، "نقش دانشگاه ها ومراکز آموزش عالی
در توسعه فناوری نفت، پروژه تحقیقاتی انجام شده در شرکت پترونت،تهران.
-باقری،
سیدکامران؛ رضاپور، مرتضی؛ کمالی، هادی.(1393)" مدیریت تکنولوژی
درسازمانهای تکنولوژی بنیان"، انتشارات رسا، تهران، چاپ اول، جلد اول
-رحمانی،
کمال الدین؛ علیزاده، حسین؛ "(1386)"سنجش سطح و توانایی تکنولوژی صنایع
کشور بر اساس مدل ارائه راهکارهای توسعه تکنولوژی"، دانشگاه آزاد اسلامی
واحد تبریز، فصلنامه علوم مدیریت، دوره اول، شماره3
-حیدری، حسن ) .(1386) ؛"نظام ملی نوآوری به عنوان چارچوبی برای تحلیل نوآوری " فصلنامه پژوهشهای اقتصادی ایران، سال 9 . ش 33.
-جعفرنژاد، احمد؛(1392)" مدیریت تکنولوژی مدرن" تهران، انتشارات دانشگاه تهران. دوم.
-هداوند،
سعید.(1387)"حلقه مفقوده، تأملی بر چالشهای موجوددر همکار یهای دولت،
دانشگاه و صنعت"، فصلنامه آموزش مهندسی ایران،سال 10 ،ش39.
-جعفر نژاد،
احمد، مهدوی، عبدالمحمد و خالقی سروش، زیبا(1384)"بررسی موانع و ارائه
راهکارهای توسعه روابط متقابل صنعت و دانشگاه در ایرا"فصلنامه دانش مدیریت،
دوره هجدهم، ش71.
-سازمان برنامه و بودجه؛(1389)" اطلس تکنولوژی"، تهران، انتشارات برنامه و بودجه
-شریف
نوازاصلانی، رشید.(1393)" مدیریت انتقال تکنولوژی و توسعه"، تهران،
انتشارات سازمان برنامه و بودجه ، مرکز مدارک اقتصادی-اجتماعی، چاپ اول.
-وزارت اموراقتصادی ودارائی، بررسی تحولات صنعتی – تکنولوژیک کشور، تهران، معاونت امور اقتصادی وزارت دارایی.
- Akhbari,Mohsen ,article of process of developmevt of new products,tadbir journal number 184,2008, (in persian)
- Allahyari,parinaz, ,2011,designing a modelfor organizational R&D units of generator companies, MS thesis. (in persian)
-Ashton
and Klavans, (2014)An Introduction to Technical Intelligence in
Business, Keeping Abreast of Science and Technology: Technical
Intelligence in Business ed., Columbus, OH, Batelle Press,p. 5–22.
-Ashton
and G. Stacey,(2015), “Technological intelligence in business:
Understanding,” International Journal ,, of Technology Management, Vol.
١٠ pp. 79-104.
-Bateman, Thomas s.; shell, Scott a.; management: competing in the new ERA, New York, Mc Grow Hill, pp 539- 48, 2012.
-
Bandarian, R. (2008), exploiting value chain process concepts in
research organizations, International Journal ofValueChainManagement,
Vol. 2, No. 3,
-Blanco, S. (2007), “ Howtechno-entrepreneurs Builda
Potentially Exciting Future”, Handbook of Researchon
Techno-Entrepreneurship, (ed.) by Francois Therin Entrepreneurship,
(Ed.) Francois Therin, andEdward Elgar.
- Bradford and R. A. Klavans,(2013), Keeping Abreast of Science and, Battelle Press, Columbus, Richland.
-Cetindamar,
D, Phaal, R, Probert, Understanding technology management as a dynamic
capability: A frameworkfor technology management activities.
Technovation.2010; 29(4):237–246.
- Chen,C.; Huang, C.; "A Multiple
Criteria Evaluation of High-TechIndustries for the Science-Based
Industrial Park in Taiwan”, Information & Management, Vol. 41, Issue
7, p.p. 839-851, 2014.
Davis, J.M., How to Assess the Risks of
Nanotechnology: Learning from Past Experience, Journal of Nanoscience
and Nanotechnology, Vol. 7, 402-409, 2007.
- Lichtenthaler ,E (2013)
“Third generation management of technology intelligence processes,,”
R&D Management, Volume ٣٣, Number ٤, pp. -٣٦١ . ٣٧٥ .
-Porter,(2003),
“ Text Mining for Technology Foresight. AC/UNU Millennium Project.
Futures Research Methodology. Version ٢.٠.,” Editors Jerome C. Glenn and
Theodore J. Gordon .
-Rossi, F (2010), The Government of
University-Industry Knowledge Transfer, European Journal of Innovation
Management, Vol.13, No.2.
-Sharif, N.; “The evolution of technology
management studies: Techno economics to techno metrics”, Technology
Management: Strategies and Applications for Practitioners, Vol. 2, p.p.
113-148, 2015
- Teece DJ, Pisano G, Shuen A. Dynamic Capabilities and
Strategic Management. In: Dosi G, Nelson R, Winter S, editors. The
Nature and Dynamics of Organizational Capabilities$ Users without a
subscription are not able tosee the full content. The Nature and
Dynamics of Organizational Capabilities. Oxford: Oxford Scholarship;
2010. P: 136-139.
-Tegart, Greg (2014),“The Triple Helix of
University- Government Industry Interaction”, Available
at:ww.atse.ong.au/publications/focus/focus-tegart2
-Unido; Technology
management in developing country, report, Vienna. Porter, Michael,
E.(1985), competitive advantage, New York , free press, p.p. 166 – 169,
1989.
Yap, C. M.; Souder, Wm. E.; “A Filter system for Technology
Evaluation and Selection”, Technovation, Vol. 13, Issue 7, p.p. 449-469,
2013.
مظاهر فرضی -
منبع : مدیر یار