جهان اول : موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده میشود
جهان سوم : موفقیت مدیر سنجیده نمیشود، خود مدیر بودن نشانه موفقیت است
جهان اول : مدیران بعضی وقتها استعفا میدهند
جهان سوم : عشق به خدمت مانع از استعفا میشود
جهان اول : افراد از مشاغل پایین شروع میکنند و به تدریج ممکن است مدیر شوند
جهان سوم : افراد مدیر مادرزادی هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت است
جهان اول : برای یک پست مدیریت، دنبال مدیر میگردند
جهان سوم : برای یک فرد، دنبال پست مدیریت میگردند و در صورت لزوم این پست ساخته میشود
جهان اول : یک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدیر شود
جهان سوم : یک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده
جهان اول : اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مدیریت میکنند
جهان سوم : اگر بخواهند از کسی هیچ استفاده ای نکنند، او را مشاور مدیریت میکنند
جهان اول : اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی میکند و حتی ممکن است محاکمه شود
جهان سوم : اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر میشود و پست مدیریت جدید میگیرد
جهان اول : مدیران بصورت مستقل استخدام و برکنار میشوند، ولی بصورت گروهی و هماهنگ کار میکنند
جهان سوم : مدیران بصورت مستقل و غیرهماهنگ کار میکنند، ولی بصورت گروهی استخدام و برکنار میشوند
جهان اول : برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی میدهند و با برخی مصاحبه میکنند
جهان سوم : برای استخدام مدیر، به فرد مورد نظر تلفن میکنند
جهان اول : زمان پایان کار یک مدیر و شروع کار مدیر بعدی از قبل مشخص است
جهان سوم : مدیران در همان روز حکم مدیریت یا برکناریشان را میگیرند
جهان اول : همه میدانند درآمد قانونی یک مدیر زیاد است
جهان سوم: مدیران انسانهای ساده زیستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد
جهان اول: شما مدیرتان را با اسم کوچک صدا میزنید
جهان سوم: شما مدیرتان را صدا نمیزنید، چون اصلاً به شما وقت ملاقات نمیدهد
جهان اول: برای مدیریت، سابقه کار مفید و لیاقت لازم است
جهان سوم : برای مدیریت، مورد اعتماد بودن کفایت میکند.
این مقایسه وبررسی یک پروژه دانشگاهی بوده وفاقد اغراض سیاسی وپولوتیکی می باشد.
رویا سلطانى